محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

378

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و فرزند و زنشان را بگرفت و با آشفتگى و اختلاف ببودند و گاهى در گمراهى فرو مىرفتند كه خدا يكى را بر آنها تسلط مىداد تا سرنگونشان كند و گاهى به توبه مىگراييدند و خدا شر دشمن را از سرشان بر مىداشت تا وقتى كه خداوند طالوت را پادشاهشان كرد و صندوق عهد را به آنها باز گردانيد . از وفات يوشع بن نون تا استقرار پادشاهى و بازگشت پيغمبرى به شموئيل پسر بالى چهار صد و شصت سال بود كه گاهى كار قوم با قاضيان و سالاران بود و زمانى با كسان ديگر بود كه بر آنها چيره شده بودند . نخستين كسى كه بر آنها چيره شد مردى از نسل لوط بود كوشان نام كه خوار و زبونشان كرد . آنگاه برادر كوچك كالب پسر قنس ، بنى اسرائيل را از دست وى برهانيد و چنان كه گفته‌اند چهل سال سالارى قوم داشت . آنگاه پادشاهى به نام عجلون بر آنها مسلط شد و سپس مردى از سبط بنيامين به نام اهود شل دست پسر جيرا نجاتشان داد و هشتاد سال سلار قوم بود . آنگاه پادشاهى از كنعانيان بر آنها تسلط يافت كه يافين نام داشت و بيست سال ببود و پس از آن يك پيغمبر زن به نام دبورا نجاتشان داد و مردى باراق نام مدت چهل سال از طرف وى به تدبير امور بنى اسرائيل پرداخت . آنگاه گروهى از اعقاب لوط كه مقرشان در حدود حجاز بود بر آنها مسلط شدند و هفت سال ببودند . سپس مردى از اعقاب نفثالى پسر يعقوب به نام جدعون بن بواش نجاتشان داد و چهل سال تدبير امور بنى اسرائيل با وى بود و از پس جدعون پسرش ابى ملك سه سال سالار قوم بود . پس از ابى ملك تولغ پسر دائى ابى ملك و به قولى پسر عمهء وى بيست و سه سال تدبير امور كرد . و پس از تولغ ، مردى از بنى اسرائيل به نام يائير بيست و دو سال سالار قوم شد . آنگاه بنى عمون كه گروهى از مردم فلسطين بودند مدت هيجده سال بر آنها